ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

50

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

دو فرسخ سربالا ميروند كه ارتفاع آن حدى ندارد ، و بعد به قدر يك فرسخ هم سرازير ميشوند كه از آنجا وارد محل قپى مىگردند ، و از هر دو سمت كوه البرز است و آن كوه بىنهايت مرتفع است . و ابتداى كوه البرز از قره‌دنكيز و انتها به كابل و آنحدود متصل مىباشد . در وسط اين دو كوه رودخانهء اترك واقع است كه بمزدك ميرود . در اين راه نيز چشمهء آب بسيار واقع است كه از بالا به زير ريخته داخل رودخانه مىشود ، و در دو سه مكان نزديك به رودخانه از روى زمين چشمهء آبى جوشيده بطريق فواره جستن مىكند . و آب آنها ترش و جوش است . باوجود شيرينى آب رودخانه ، اين آب بسيار غريب [ كذا ] است . از آنجاها عبور كرده به مكانى رسيديم كه قدر بسيارى سربالا رفته ، بعد چمنى و فضائى ظاهر مىشود . در سمت چپ آنجا گودى عظيمى دارد ، كه كف آن رودخانه آب است . اين راه ملحق به كوه ميشوه . در انتهاى آن پلى مضبوط از چوب بسته ، سالدات و مستحفظ و توپخانه در اينجا گذاشته‌اند ، در بلندى كوه قلعه [ اى ] نمايان است و آثار آن برخاست مىگويند دارا « 1 » بناى آن قلعه را كرده و از بناهاى اوست . اينجا هم مكان بسيار بسيار صعب است كه اگر ده نفر مستحفظ داشته باشد ، عبور چندين هزاره سپاه و مترددين متعذر است ، زيراكه راهى نيست . پيش‌رو ، كوه عظيمى است و رودخانه [ اى ] نيز واقع است ، و اطراف كوه البرز است . از آنجا قدرى ديگر گذشته به دهات قىشادور رسيديم . گوسفندى كه گنجايش يك ريال داشت ، يك تومان خريدارى و در آن حوالى بگوشهء چمنى فرود آمده ناهار « 2 » صرف نموديم و از آنجا روانهء منزل شديم . در سمت راست دهات بسيار و جماعت روس كه بت‌پرست ميباشند در آن دهات مكان دارند . تقريبا ده بيست هزار خانوار به‌نظر آمد [ كه ] در آن حوالى توقف داشتند . در چند مكان نيز سالدات روس توقف دارند . دو مكان توپخانه و آتش‌خانه نزد آنها ملاحظه شد . [ در ] ساير مكان‌ها ، سالدات بدون توپخانه مىبود . در اين منزل بخلاف منزل قىشادور باوجود كوه و كتل و تل و ماهور بسيار « 3 » جنگل بهم نميرسد و سوخت بسيار كم است . به حدى كه به‌جهت احتياج بايد از منزل پيش سوخت برداشت . طايفهء روس كه در اين حدود توقف دارند ، و ده بيست هزار خانوار ميباشند ، جوقه جوقه و طايفه بطايفه هستند . اما همه به يك زبان تكلم مينمايند ، و تمام در حول حوش همين كوه البرز ساكن هستند . در اين كوه چشمه‌هاى بسيار جارى است و داخل رودخانه مىشود . در قپى از سالدات روس و توپخانه قليل معدودى مىباشد . بارى آن روز و شب در آنجا توقف و روز ديگر از آنجا حركت و روانهء منزل لارس شديم . يوم شنبه غرهء شهر ذيقعدة الحرام 1229 : صبح از منزل قپى حركت و روانهء لارس كه مسافت شش فرسنگ است ، و در سر كوهى واقع شده گرديديم . راه به نسبت روز پيش از دو طرف كوه البرز سرازير و سربالاى بسيار دارد . در چندين جا كمر كوه را باروت ريخته آتش زده و شكسته‌اند ، و راه ساخته‌اند كه عرضش ده ذرع مىشود .

--> ( 1 ) - مج : داود ( 2 ) - متن : نهار ( 3 ) - متن : داشتن جنگل